سرپرستی روزنامه اقتصادی آسیا در مشهد
  • جشن تولد لامبورگینی با "میورا اونتادور"
  • ساخت و تغییر پروفایل های مختلف در اندروید با Profile manager
  • خودروهای ارزان سوزوکی کیفیت یا تسخیر بازار
  • سیاستهای ویژه برای فروش محصولات پژو در ایران
  • فیشهای حقوقی و آدرسهای اشتباه
  • ضعف نظارت وزارت صنعت بر خودروسازان!
  • مشاور وزیر صنعت : قرارداد سیتروئن با ساپیا مبارک است
  • مرسدس کلاس E کوپه در حال تست با پوشش استتاری
  • تولید ۲ مدل سواری متوقف شد
  • تولید ۲ مدل سواری متوقف شد
  • حق ۴۹۰هزار کارگر در جیب ۱۶ مدیر دولتی
  • نیازمند یک خط اعتباری برای جذب سرمایه گذار و آغاز پروژه هستیم/ براساس حمایت های قطعی، می توانیم برنامه زمانبندی اعلام کنیم
  • آغاز طرح ضیافت ماه مبارک رمضان در خراسان رضوی
  • رسوایی میتسوبیشی درباره میزان مصرف سوخت، مربوط به خودروهای ژاپنی است نه آمریکایی
  • رسوایی میتسوبیشی درباره میزان مصرف سوخت، مربوط به خودروهای ژاپنی است نه آمریکایی
  • نویسنده کتاب موج سوم، درگذشت
  • پیامدهای رسمی گوگل و آمازون در ایران
  • برج سلمان مشهد در آتش سوخت
  • تست cs35 در کاشان/شاسی بلندی متفاوت که در سایپای کاشان مونتاژ می شود
  • کدخبر: 2100
    پرونده نیمه باز/سید محسن رضوی
    روزهای ناخوش صنایع لبنی/ سونامی پوکی استخوان و تب مالت
    تفهیم اتهام شدیم...

    پرونده نیمه باز، مکانی است برای پرداختن به مسائل و مشکلاتی که بدنه صنعت و تجارت استان خراسان با آن دست و پنجه نرم می کند و روزنامه آسیا به صورت ویژه آنها را مورد بحث و بررسی قرار دهد. در این پرونده ها، قصد داریم با استفاده از یادداشت های طنز و تحقیقی به صورتی ملموس و قابل درک برای تمامی مردم، به مسائل پرداخته و نتایج حاصله از آن را نیز بازگو  کنیم.

    چای یا گل گاو زبون!؟
    -  به به سلام، کم پیدایی؟


    -  علیک.. کم سعادتیم!


    -  چته باز داغونی؟ بداخلاقیتو آوردی برای ما؟


    -  فکرم مشغوله. گیر نده امروز خوب؟


    -  خدا بخیر کنه. چی شده؟ از کجا دلت پره، فکرت کجا درگیره؟


    -  میگم چرا آسون ترین راه برای خلاص شدن از زیر بار فشار رسانه ها و افکار عمومی، قول افشاگریه؟ اونم فقط قولش هااا نه خودش!


    -  باز چطور شده؟ کی قول افشاگری داده؟


    -  جدیدا اتفاقی نیافتاده یا اگر هم افتاده خبر ندارم. کلی میگم هر کی بهش فشار میاد یا میخواد رای بگیره یا مشارکت و اقبال عمومی داشته باشه یا محبوبیت به دست بیاره، قول افشاگری میده، یا از زیر بار فشار خارج میشه یا جلب توجه میکنه.


    -  تو الان چی میگی؟ چرا اینقدر گنگ حرف میزنی. حرفتو قبول دارم ها! و لی تو بی دلیل و بی حکمت حرف نمی زنی، پیام بازرگانی که نیستی نا سلامتی بچه مرشدی برای خودت !(شاید اینجوری زبونش باز بشه)


    -  مدیونی فکرکنی نظرم به حرفای افشارگرانه و قول دادن رئیس غذا و دارو و وزیر بهداشته ..... والا. تازه مگه اون رئیس جمهوری قبلی غیر از این بود؟ سالها یه لیست تو جیبش بود و عاشق جیبش بودیم! نه ..... واقعاً چرا ما مردم اینجوری هستیم؟ اگه یکی قول افشاگری بده و میگم میگم و بگم بگم راه بندازه باور میکنیم و دوسش میداریم و می بخشیمش و بهش رای می دیم. خرش که از پل می گذره. بعد، هم اون یادش میره، هم ما بیخیال میشیم. می گم الکی نیست مسئولین میگن، مردم ایران نجیب هستند و بهترین ملت دنیا هستند و کلی هندونه های دیگه.


    -  ببین... اون چیه که اولش منم، بعدش تویی، بعدش هم باز هم تویی!؟


    -  وسط حرفای من چیستان طرح می کنی؟ من چه بدونم؟


    -  تو یک چیزی گفتی من نفهمیدم منم یک چیزی گفتم تو نفهمی! ترجیح میدم از حرفات چیزی سر در نیارم. چای بریزم یا گل گاو زبون!

     

     

    نمای یک ؛
     اندکی قبل از یارانه های  نقدی


    آفتاب بهاری به نرمی صورت را نوازش می دهد و شمسی خانوم، در حالیکه گوشه چادرش را به دندان گرفته وارد مغازه جوادآقا می شود.


    - سلام جواد آقا، خوبی؟


    - سلام خواهر، شکر، بد نیستم! دوتا شیر واست کنار گذاشتم، برو خرید برگرد، خیالت راحت!


    شمسی خانوم از مغازه بیرون آمد و به راهش ادامه داد. به لیست خریدش نگاه می کند: نان، سبزی آش، کبریت، هل، آبنبات، رشته آش، کش یک سانتی، شارژ دوهزار تومنی، دکمه جفتی و... . غیر از شیر لبنیات دیگه ای داخل لیست دیده نمی شد.


    پاهاش به علت پوکی استخوان و نرمی استخوان کمی می لنگید! بعد از گذشتن از چند کوچه و خرید سبزی به سوپر یدالله رسید.


    -   حاج آقا شیر یارانه ای داری؟


    -   بله، اما به هرنفر یه دونه شیر بیشتر نمی دم.


    -  نمیشه دوتا شیربدی؟


    -   مدیونی داره، شرعا معذورم.


    -   بازم خدا خیرت بده!


    -   خدا برکتت بده!


    اومد بیرون، به سرش زد به حاج اکبر زنگ بزنه و بگه از دکان حاجی لعل دوتا شیر دیگه هم بگیره تا بتونه ماست درست کنه. این روزا کارغالب خانمهاست. حرفای دکترتو گوشش زنگ میزنه ... بچه ها باید لبنیات زیاد بخورن... فرق نمی کنه شیر، ماست، پنیر، کره. هم استخون بندی شون قوی میشه هم درآینده پوکی استخون و نرمی استخون نمی گیرن!
    دردی که خودش و خواهرش رو به شدت رنج می داد!

     



    نمای دو؛
    اندکی بعد از یارانه های نقدی


    غروب پاییز است، برگ ها زیر پا خش خش غم انگیری دارند. شمسی خانوم گوشی تلفن را بر می دارد تا به حاج اکبر زنگ بزند.


    -   سلام حاجی، خوبی؟ کاروبار چطوره؟


    -   علیک سلام شمسی خانوم، ای بد نیستیم. کاروبارهم، شکر خدا می‌گذره.


    -   حاجی خرید دارم، پاهام حس نداره برم بازار.


    -  چی هست؟


    -   شیر، پنیر، ماست، کره، نون، شکر، شلغم. میوه هم بگیر. چند روزه میوه نخوردیم.


    -  ای ی شمسی! نفست از جای گرم در میاد! کو پول؟ این همه سفارش خرید میدی! انگار از وضع بازار خبر نداری؟


    -   مگه چی گفتم بخر حاجی؟ می دونی چند هفته است گوشت و مرغ نخوردیم؟! هیچی نگفتم. لبنیات و میوه هم نخوریم؟ شلغم واسه این پسره، امیر می خوام، سرماخورده! دیگه چه کار کنم؟


    -   شمسی جان تو راست میگی! ولی من چیکار کنم؟


    قبض برق و آب رو که اخطار داشته هنوز پرداخت نکردم. همین روزاست که قطع کنن! وضع دکان هم تعریفی نداره! دخل چند روز قبل رو، رو پول یارانه گذاشتم، شهریه مدرسه فاطمه رو دادم. خیلی دیر شده بود!


    موقع خونه اومدن، شیر و نون و میوه رو می خرم. تابعد! خدا بزرگه! انشاء الله


    -   خدا خیرت بده حاجی. به فکرباش. کاری نداری، خداحافظ.


    غم رو دل شمسی خانوم نشست. پیامی از گروه سلامت و خانواده که خونده بود، یادش اومد. کمبود کلسیم باعث پوکی و نرمی استخوان در میانسالی و پیری می شود! تیتردرشت زیر پیام جلو چشماش اومد: لبنیات مهمترین منبع کلسیم است، با مصرف آن بدون درد پیر شویم!


     امیر و فاطمه تو سن رشد بودن و کاری ازش بر نمی اومد. با خودش گفت: یادش بخیر! چند وقت قبل سه چهارتا شیر می گرفتم، یه روز ماست درست می کردم، یک روز پنیر.
     کاش تلگرام نبود تو این گوشیا، لااقل نمی دونستم. بعضی وقتها دونستن بعضی چیزا فقط عذابت می ده!

     

    سونامی 

     

    منشور حقوق شهروندی و حق سلامت، حسن روحانی و ابلاغ به مردم که بی شباهت به تفهیم اتهام نبود، رئیس دولت نهم و دهم و سیاست یارانه های نقدی، وعده تزریق یارانه ها به تولید و صنعت، پول با برکت امام زمان، مهدی هدایت نیا، صنایع لبنی نیازمند ترحم، مدیران استانی، لبنیات سنتی، پالم و .... کلماتی است که در ذهنم رژه می روند و نمی دانم چطور در این مجال اندک  بهم متصل می شوند!


    از چندی قبل درجریان معضلات صنایع لبنی قرار داشتم و دورادور پیگیر پرونده پالم و اختلال بین واحدهای لبنیات صنعتی و سنتی بودم که فرصتی دست داد تا در قالب گپ و گفتی پای صحبت‌های مهدی هدایت نیا مدیرعامل اتحادیه صنایع لبنی نشستم و شرح مفصل آن در تابناک منتشر شد. بشدت بابت کم کار بودن رسانه ها در پرداختن عمیق به مسایل صنعت و تولید تاسف خوردم که بخش مهمی از این تاسف اشاره به خودمان نیز دارد.

     

    اینکه اینقدر رسانه ها در گیر پرداختن به پوشش اخبار مدیران دولتی و اتفاقات سطحی هستیم که پیامد های تصمیم های مدیریتی و زوایای پنهانش غالبا مورد مداقه قرار نمی‌گیرد جای تامل دارد، هر چند که در یکی دو مورد هم مثل حقوق ها و زمین های نجومی سختی کار خودش را نشان داد. اما مگر جز این است که کار در فضای رسانه در همه جای دنیا با عافیت طلبی، نقطه اشتراک چندانی ندارد؟ ادامه این موضوع باشد تا وقتی دیگر اما صنعت لبنیات که مستقیم با سلامت جامعه ارتباط دارد نیاز به حمایت و بازنگری و کمک جدی دارد.


    مشکلات صنعت و تولید در کشور همیشه بوده اما می شود گفت که از سال 1391 معضلات این حوزه که بخشی از دامداری و کشاورزی هم بطور مستقیم با آن مرتبط است صد چندان گشته است.

     

    همزمان باحذف یارانه شیر و افزایش قیمت از سیصد به نهصد تومان و پرداخت یارانه شیر به مردم، ظاهرا این پرداخت منصفانه شد و هدفمندی باعث رسیدن حق به حق دار گردید! چه اینکه شاید خیلی ها معترض این بودند که این باعث سوءاستفاده مردم از یارانه اختصاص یافته به شیر شده و برخی با شیر یارانه ای پنیر و ماست درست می‌کنند و کذا و کذا.


    بنا به گفته ی مهدی هدایت نیا، مدیرعامل شرکت فرآورده های لبنی استان و با بررسی و رصد این تصمیم به ظاهر هوشمندانه به نتایج جالبی می رسیم. کاهش مصرف شیر در شهر مشهد از 650 تن در روز به 150 تن رسید به نحوی که بعد از گذشت چند سال هنوز به نصف مصرف آن زمان نرسیده ایم. موج این کاهش مصرف هولناک در برگشت، واحدهای لبنی را تحت تاثیر قرار داده و به تبع آن دامداری ها را دچار ورشکستگی و اضمحلال کرد.

     

    وقتی عرضه و تقاضا و تعاملات در بازار بر اساس عدد 650 تن بسته شده و بر همین اساس تولید لبنیات و شیر صورت می گيرد و این عدد یکشبه به یک پنجم کاهش می یابد، تصور عمق فاجعه خیلی کار سختی نیست! محاسبه ضرر و زیان ناشی از چنین اتفاقی، بیکاری افرادی که در بخشهای مختلف صنعت، دامداری و کشاورزی مشغول به کار بوده اند نیز کار پیچیده ای نیست. پیامد های از بین رفتن زیرساختهای چرخه چنین تولید و مصرفی و مشکلات ایجاد مجدد آن نیز دور ذهن جلوه نمی کند.

     


    اکنون با این به ظاهر هدفمندی و استقرار عدالت توسط دولت مهرورز باید منتظر سونامی انواع بیماری مرتبط با کمبود کلسیم و عدم مصرف لبنیات در سالهای پیش رو باشیم. ثمره عدالت و عدالت ورزی وقتی با ناکارآمدی و ندانم کاری افراطی مدیریت در سطوح کلان همراه باشد شاید نتایجی به مراتب بدتر از این را باید انتظار داشته باشیم. هر چند قرار به سیاسی نوشتن ندارم ولی قرار بود نفت سر سفره مان بیاید ولی شیرهم رفت!

     


    وقتی در ادامه صحبت به موضوع پالم و روغن های گیاهی و وقایعی که پسا پالم برای صنایع لبنی رخ داد می رسیم، پرده دیگری از وضعیت غمبار این صنعت برداشته می شود. یک موج رسانه ای در مذمت پالم به عنوان چربی اضافه در لبنیات به راه افتاد که حجم گسترده این موج سبب شد بخش زیادی از بدنه این قسمت از تولید که نقش مهمی در سلامت جامعه ایفا می‌کند زمین گیر شود.

     

    شاید استفاده از شباهت نوشتاری روغن پالم و بمب ناپالم و استفاده در برخی رسانه ها و دیگر تبلیغات گسترده در این موضوع باعث شد در ذهن شهروندان از روغن پالم و دیگر چربی های گیاهی مثل مارگارین چیزی شبیه به شیشه های اسید و انواع سموم شکل بگیرد و توقع این می رفت روی بدنه انواع لبنیات چرب عکس جمجمه با استخوان ضربدری نقش ببندد.

     

    اینکه ریشه چنین اشتباهی به کجا برمی گردد و منافع چه کسانی در گرو آنست باشد برای بعد، اما سخنان دکتر دیناروند و وزیر بهداشت هم بنزین روی آتش بود که افشاگرانه به موضوع پرداخت و بگیر و ببندی که منتج به قول افشاگری و معرفی واحد های خلافکار شد که طبق دیگر اقوال افشاگرانه در همین حد ماند.

     


    آنچه جای سئوال داشت و کسی نپرسید این بود که مگر در فرمولاسیون بسیاری از این واحد ها و طبق استاندارد و سازمان غذا و دارو ، مجوز استفاده از روغن پالم صادر نگردیده است؟ مگر پالم و چربی گیاهی در همه جای دنیا به علل مختلف سالم تشخیص داده نشده که به گواه متخصصان این امر چنین هست؟ چرا اسیر این جو رسانه ای شده و به آن دامن زدید؟ 


    کاش در یک جلسه مشترک حضرات وزرای بهداشت و صنعت، معدن و تجارت و رئیس سازمان غذا و دارو منصفانه بنشینند و تبعات این اظهار نظر غیرکارشناسانه و بقول صاحب نظران شاید غلط را بررسی کنند که حتما نتایج جالب توجهی مکشوف می گردد. البته اگر فرصتش دست بدهد در آینده گوشه ای از آن را به تصویر خواهیم کشید. وقتی رئیس اتحادیه صنایع لبنی از واحد هایی که به تعطیلی کشیده شد و لبنیاتی که به کارخانه جات مرجوع شد و در انبار ها به فساد کشیده شد می گوید تازه عمق فاجعه رخ می نماید.

     


    جناب آقای رئیس جمهور اخیرا منشور حقوق شهروندی را ابلاغ نمودید. ذیل همین منشور در بند الف، ماده دو سوگند یاد نمودید که شهروندان از حق زندگی شایسته و لوازم آن همچون آب بهداشتی، غذای مناسب، ارتقای سلامت، بهداشت محیط، درمان مناسب، دسترسی به دارو، تجهیزات، کالاها و خدمات پزشکی، درمانی و بهداشتی منطبق با معیارهای دانش روز و استانداردهای ملّی، شرایط محیط زیستی سالم و مطلوب برای ادامه زندگی برخوردارند. شاید این سئوال ره به جایی نبرد ولی شاید گفتنش بهتر از نگفتنش باشد که بالاخره آقای وزیر بهداشت و رئیس سازمان غذا و دارو قرار است لیست مجرمان را منتشر سازند یا اساسا دچار هیجان رسانه ای شده اند و اظهار نظر ناصواب انجام داده اند؟


    در این خلال و کش و قوس ناگهان از شکاف بوجود آمده لبنیاتی های سنتی قوت می گیرد و این وجه تراژیک ماجراست. اینکه آیا اکثرلبنیاتی های سنتی واقعا به تولید لبنیات بصورت سنتی می پردازند یا صرفا یک ماست بندی بوده و دیگر اقلام لبنیات را فقط بصورت فله عرضه می کنند، موضوعی است که محل پاسخ گویی آن نیستم، اما این نکته که اختلاف و تفاوت در هزینه راه اندازی، عرضه و تولید این واحد ها در قیاس با واحد های صنعتی شرایط نا برابری را رقم زده و موجب تعطیلی احتمالی برخی واحد ها در آینده نزدیک و بیکاری پرسنل آن می شود، مورد نظر و پیگیری جدی ماست.

     

    شاید این نکته از خلال متن بیرون بزند که اگر هدف مردم هستند، هزینه های بالای واحد صنعتی چه محلی از اعراب دارد؟ باید گفت اگر واحد های لبنی سنتی استاندارد هستند و سلامت مردم در نحوه تولید و عرضه آنها تامین می گردد پس واحد های صنعتی هم از همان استاندارد های واحدهای سنتی استفاده کنند که هم شرایط برابر گردد و هم قیمت تمام شده به نفع مردم پایین بیاید که پاسخ این سئوال هم در سازمان استاندارد و غذا و دارو و سازمان صنعت، معدن و تجارت نهفته است. هر چند که شیوع غیر منتظره تب مالت در سالهای اخیر و ممنوعیت عرضه شیر خام که اخیرا تصویب شده، گواه حکایت دیگریست.


    در انتها یا به دلایلی که گفتم و یا بنا بر واقعیت موجود، وضع و حال صنایع لبنیات اصلا خوب نیست و طنز تلخ ماجرا این است که با توجه به اهمیت نقش لبنیات در سلامت مردم شاید ورود پدافند غیر عامل هم به این ماجرا خالی از لطف نباشد. 
     

    کلید واژه ها
    صنعت لبنیات - کاهش مصرف شیر - شرکت فرآورده های لبنی استان - صنایع ورشکسته - تب مالت - سونامی - پوکی استخوان - لبنیات سنتی - خالی کردن شیر جلوی جهادکشاورزی توسط دامداران
    نظرات
    اولین نظر را شما ارسال کنید. اولین نظر را شما ارسال کنید. اولین نظر را شما ارسال کنید. اولین نظر را شما ارسال کنید. اولین نظر را شما ارسال کنید. اولین نظر را شما ارسال کنید. اولین نظر را شما ارسال کنید. اولین نظر را شما ارسال کنید. اولین نظر را شما ارسال کنید. اولین نظر را شما ارسال کنید. اولین نظر را شما ارسال کنید. اولین نظر را شما ارسال کنید. اولین نظر را شما ارسال کنید. اولین نظر را شما ارسال کنید. اولین نظر را شما ارسال کنید. اولین نظر را شما ارسال کنید. اولین نظر را شما ارسال کنید. اولین نظر را شما ارسال کنید. اولین نظر را شما ارسال کنید. اولین نظر را شما ارسال کنید. اولین نظر را شما ارسال کنید. اولین نظر را شما ارسال کنید. اولین نظر را شما ارسال کنید.
    ارسال نظر



    مطالب مرتبط